تبليغاتX
یادداشت های یک آدم مجهول

یادداشت های یک آدم مجهول

بدون شرح!


درجمع بروبچز بودیم و یک نفرداشت پیپ می کشید.(ازنام بردن آن یک نفرمعذورم!) 
بعد در حالی که پیپش را به لباس یکی دیگر از بچه ها می کشید( این کشیدن با آن کشیدن فرق دارد!) به او گفت:"پیپی شدی!!"
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:1  توسط مجهول  | 


یکی از برو بچز که رفته بود "کره جنوبی"، تعریف می کرد که چون آمار افسردگی ملت درآن کشور بالا رفته بود، افراد خیر، NGO هایی تشکیل داده بودند که می رفتند توی خیابان ها می ایستادند و آدمهایی را که به نظر دپرس و ساپرس می آمدند، در آغوش می گرفتند و به آنها محبت می کردند!
از آنجا که خیرین مربوطه، برای تاثیرگذاری هرچه بیشتر، افرادی ازجنس مخالف خود را برای روحیه دادن به آنها انتخاب می کردند، این دوست ما هم می رفته جلوی دخترخانمهای کره ای و گردنش را کج می کرده و ادای آدمهای دقمرگ شده(!) را در می آورده تا آنها بغلش کنند!!

با این حساب فکر می کنم ما باید انجمن های خیریه مبارزه با عقده ای بازی تشکیل بدهیم!
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 12:30  توسط مجهول  | 


خانم فمینیست به سلامتی و میمنت به مجله برگشت.او به مناسبت دهه فجر، گزارشی آورد که پارسال نوشته بود اما با وجود تعریف و تمجید مدیر مسئول از نوشته های تاریخی اوشان، ازجمله همان گزارش مستند، معلوم نیست چرا به دست چاپ سپرده نشده بود.
سردبیربه اوشان گفت:"خوب گزارش های تاریخی پارسالتان را می آورید تحویل ما می دهید!" و منظورشان از" تاریخی"، " قدیمی" بود!
اوشان هم که از کاهش نسبتا چشمگیرحق التحریرها در این ماه ناراحت بود، با پررویی گفت:" شما هم خوب به نرخ پارسال حقوق می دهید!!"

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 17:30  توسط مجهول  | 


     کاری ازساسان خادم!
 
ازجایی ردمی شدم که دیدم یکی ازکاریکاتورهای ساسان خادم را مچاله کرده و انداخته اند دور. ناراحت شدم.این چه طرز برخورد با هنر یک هنرمنداست؟؟ هرچند که خودما هم قدر اوشان را ندانستیم و کاری کردیم که بنده خدا ازجوانان برود !
می خواهم بگویم اگر صفحه مجهول را دور ریختید اشکالی ندارد(چون نامه های خودتان است!!) ولی با حاصل زحمت دیگران این کار را نکنید.
جهت اطلاعتان هم باید عرض کنم  ساسان خادم درحال حاضر یکشنبه ها و چهارشنبه ها در ضمیمه "مسافر" روزنامه همشهری کاریکاتور می کشد.اگر دلتان برایش تنگ شده به آنجا مراجعه کنید.


درمورد عبارت تیتر:
ازآنجا که آقای گیل آبادی در مراسم بزرگداشت منوچهرنوذری، اصرار داشتند که باید به جای"یادبود" گفت"یادهست"، ما هم این عبارت را به کار بردیم، مخصوصا به خاطر این که ساسان، جوان آینده داری به نظر می رسد که ان شاء ا... سال ها در خدمت هنر کاریکاتورکشورمان هست! 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 12:14  توسط مجهول  | 


 قراراست به مناسبت جشن تولد "مهدی استاد احمد" برایش کادو بخریم.
" شکوفه موسوی" از هرکدام از بچه ها ۱۴۰۰۰ تومان گرفت و گفت:" یک تراول چک ۱۰۰،۰۰۰ تومانی بهترین کادوی تولد برای یک جوان متاهل است!" 

 من هنوز دارم فکر می کنم ۱۰۰ تقسیم بر چند می شود ۱۴؟!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 12:44  توسط مجهول  |