
آخی...!!
رفته بودیم یه پارکی به اسم پارک"ارمغان"!؟ و من با موبایلم ازاین چیزا که روی دیوار نوشته شده بود عکس گرفتم.هرگونه ارتباطی بین اسم پارک و این نوشته و من به شدت تکذیب می شود!!
***
وقتي كه ديگر نبود / من به بودنش نيازمند شدم. / وقتي كه ديگر رفت / من به انتظار آمدنش نشستم. / وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد / من او را دوست داشتم. / وقتي كه او تمام كرد من شروع كردم. / وقتي كه او تمام شد / من آغاز شدم. / و چه سخت است. / تنها متولد شدن / مثل تنها زندگي كردن است، / مثل تنها مردن است. (دكتر علي شريعتي)
...چیه؟ خیال کردین من ازاین جور حرفا بلد نیستم؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 16:3  توسط مجهول
|

